سلام دوستای گلم
شرمنده دیر کردم
ولی با یه دست نوشته اومدم امیدوارم خوشتون بیاد
ســــــتاره ای که گم شد
چند شبی بود که نمی دیدمش
برام خیلی عجیب بود
یعنی کجا می تونه باشه؟
من که خیلی دوستش داشتم
روی دوست داشتنم هم نمی شد قیمت گذاشت
ولی اون هیشه دوست داشت روی دوست داشتنم قیمت بذاره
شایدم به همین خاطر گذاشته و رفته !
الان چند شبه چشامو به آسمون می دوزم شاید یه نشونه ازش به دست بیارم
ولی هیچ خبری ازش نیست
ستاره ام رو می گم
تو آسمون به این بزرگی همش یه ستاره داشتم ولی حالا نیست
چه شبها که به خاطرش بیدار موندم تا بتونم یه دل سیر تماشاش کنم
آخه فقط تا صبح فرصت داشتم ببینمش
نمی دونم شایدم صبحها اون داشت منو نگاه می کرد
یا اینکه یه جایی اونطرف کره زمین یکی دیگه رو اسیر خودش کرده بود
خیلی دوستش داشتم و هنوزم دوستش دارم
تو این همه ستاره فقط چشمک زدن اون بود که به زندگی امیدوارم می کرد
از بس زیبا بود حتی ماه هم جلوش کم میاورد
ولی حالا کجا رفته؟ نمی دونم !
البته عادت کردم که هر از چند گاه مدتی ازش بی خبر باشم
آخه با تمام علاقه ای که بهش دارم ولی گاهی اینجوری اذیتم می کنه
چند وقتی بی خبر میذاره و میره و منو با خاطراتش تنها می ذاره
ولی مثل اینکه این دفعه از اون دفعه ها نیست آخه خیلی وقته رفته
از ماه نشونیشو پرسیدم
بهم گفت :
واسه دیدنش باید بری تو دل کویر و بیابون
آخه تو آسمون شهر دیگه نمیشه اونو دید
به ماه گفتم ولی من که تا حالا به اون دروغ نگفتم که بذاره بره
مثل آدمای دیگه نبودم و از ته دل دوستش داشتم
پس چرا رفته؟
ماه در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود بهم گفت :
کاش شبها زیبایی منو هم می دیدی و همش به اون توجه نمی کردی
فکر کنم حسودیش شده بود
اینو گفت و یه دفعه جاشو به خورشید داد و رفت
حالا مجبورم تا شب صبر کنم تا بتونم ستاره قشنگمو ببینم
خدا کنه امشب بیاد ...
دوستــــای گلم
نظر که یادتون نمیره ؟؟؟؟؟؟![]()

