سلام دوستان عزیزم![]()
باز برگشتم سمت ادبیات
فک کنم الان نون توش زیاد باشه ولی اینبار متفاوت از قبل دیگه شعر نمی گم می خوام بروبچ عزیز رو با ضرب المثل های قدیمی و علت نامگذاری اونا آشنا کنم
تو این راه باید کمکم کنید هر از چند وقتی که حسش باشه از این پستها میذارم .
ببخشید که هی از این شاخه به اون شاخه می پرم .![]()
خب نبخشید
... اصلا وبلاگ خودمه دوست دارم مطالب جور وا جور بذارم
... نه قربونتون شوخی کردم یه موقع قهر نکنیدااااااا اگه شما نباشید من دیگه کسیو ندارم حالا بریم سر اصل مطلب ...
گربه را دم حجله باید کشت
این مثل رو که گربه را پای حجله (سر حجله) باید کشت یا گربه را شب اول باید کشت هم می گن و اشاره به کسی داره که در آغاز کار زهر چشم می گیره ، یا با استفاده از اون این مطلبو می رسونن که مایه گرفتاری و نابسامانی یا ستیزه را باید از نخست و از بیخ و بن برکند.
در داستان این مثل گفته اند:
جوانی نامزدی داشت که گاهی که می خواست بره پیش اون ، پیشاپیش گوشت و خوراکی از این جور چیزا می فرستاد و دختره هر بار اونارو را می فروخت و صرف تهیه جهیزیه اش می کرد
و شب هنگام شام، عذر می آورد که گوشت را گربه برده و نان و پنیر جلو جوان بدبخت می ذاشت
. سرانجام شب عروسی اون دو فرا رسید و وقتی که عروس را به خونه دوماد آوردن و مهمو نها به خوردن شام مشغول شدن (شامو دو لوپی می خوردن
) ، گربه ای سر سفره اومد (ای بیچاره چه وقت اومدن بود
) مرد جوان برای اینکه در آینده باز گرفتار گوشت ربودنهای گربه نشه اون حیوان بیچاره را گرفت و همچین کوبیدش زمین تا مرد . مهمونها به حیرت افتادن ولی عروس که علت این کار را می دونست گفت : اطمینان می دهم از این پس گوشتها برای شام بمونه
و گفت که : گربه را دم حجله کشتند.
از اون به بعد این قصه مثل شد و هی فرت و فرت ملت ازش استفاده می کنن به خصوص
دوروبری های عروس و دومادا که اون اول کاری واسه زهر چشم گرفتن از خونواده همدیگه به عروس و دوماد از این چرت و پرت ها می گن و قاطی حرفاشون این ضرب المثل و هم به کار می برند. (خدا خیرشون نده
)
چند نمونه از کاربرد این ضرب المثل :
اولیش واسه آقایون![]()
سعید – سلام علی جوون
علی - به به (ته دلش اه اه
) سلام رفیق
سعید – بیبین علی جوون من دیگه ازدواج کردم ممکنه دیگه مثل سابق نتونیم با هم باشیم
انشاالله تو هم که ازدواج کردی رفت و آمد خونوادگی رو با هم ادامه می دیم
علی – ای خاک تو سرت ، زن ذلیل !!! ( ته دلش بدبخت جوون مرگ شده
)
سعید – علی جوون این حرفا چیه عزیزم؟ زن ذلیل کیه بابا ؟ ما با هم تفاهم داریم ![]()
علی – من این چیزا حالیم نمیشه اگه همون اول باید گربه رو دم حجله بکشی دیگه کاری به کارمون نداشته باشه .![]()
دومیش واسه خانومها![]()
صغری خانوم : سلام عروس خانوم (صغری خانوم از این زنهای بیکاره که هی تو زندگی ملت سرک می کشه
و با اینکه زنه ولی مردیه واسه خودش
)
همسر آینده سعید – سلام صغری خانوم بفرمایید داخل
صغری خانوم – نه ننه جون کار دارم غذام رو گازه باید زود برم (در همین حال داره میاد تو خونه و میره قشنگ یه گوشه ای می شینه
)
همسر آینده سعید – شما بفرمایید من برم چیزی بیارم
صغری خانوم – نه خوشگل خانوم باید برم زحمت نکش یه چایی بیاری کافیه میوه هم که من نمی خورم دوست داشتی واسه خودت بیار![]()
همسر آینده سعید – (با چایی و یه سبد میوه داره میاد + پیش دستی و چاقو و قندون) خیلی خوش اومدین
.
.
.
.
بعد از دو ساعت چرت و پرت گفتن ...![]()
همسر آینده سعید دیگه گیج شده
حالا میریم سر اصل مطلب
صغری خانوم – خوب عزیزم بگو ببینم از سعید راضی هستی ؟
همسر آینده سعید – بله سعید حرف نداره و خیلی مرد خوبیه ![]()
صغری خانوم – این پسره کیه هی باهاش اینو و اونو میره؟
همسر آینده سعید – اون بهترین دوستشه پسر خیلی خوبیه
صغری خانوم – گول ظاهر آدما رو نخور امشب که شوهرت اومد خونه بهش می گی دیگه حق نداره با اون بره بیرون
و رابطه داشته باشه و باید همش با تو باشه همون اول زندگی گربه رو دم حجله بکش تا در آینده حرف حرف تو باشه این اکبر آقای مارو می بینی ؟ بدون اجازه من آب نمی خوره ![]()
تموم شد ![]()
فقط بگما این سعید من نیستم
تشابه اسمیه
و اینکه همسر آینده سعید هم همسر آینده اون سعید نه من
و دیگه اینکه سعید و همسر آینده اش اصلا به حرف علی و صغری خانوم گوش ندادن الان سالهای ساله در کنار هم به خوبی زندگی می کنن![]()
راستی علی هم با دوست همسر آینده سعید ازدواج کرده و هر روز یا سعید با همسر آینده اش خونه اوناست یا علی با دوست همسر آینده سعید خونه ایناست خلاصه حال می کنن ... ![]()
منتظر نظرات گربه دم حجله کشتون هستم
...
کامنت دونی رو بترکونید
...

